أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
188
قانون ( فارسى )
است و روان از آن بهرهمند مىشود . بهرهرسانى هوا تنها از اين نظر نيست كه عنصر است و بس ، بلكه كنش ويژهاى دارد و آن بخشيدن اعتدال است . قبلا بيان كرديم كه مراد ما از « روح » چيست و گفتيم كه منظور از كلمه « روح » آن نيست كه فيلسوفان « نفس » مىخوانند . اعتدالى كه از هوا به روان ما روىآور است داراى دو جنبه است . يكى از اين دو جنبه عبارتست از « آسايش » ( ترويح ) و ديگرى عبارتست از « پالايش » ( تنقيه ) . آسايش ( ترويح ) : منظور از آسايش يا ترويح آن است كه هرگاه روح بيش از اندازه در يك جا جمع شده باشد هوا آن را تغيير مىدهد و به اعتدال بازمىگرداند . منظورم از اعتدال همان اعتدال اضافى است كه آن را ياد گرفتى و اين اعتدال كمكى است كه روح بوسيله آن مىتواند از شش و از نفسكشهاى نبض كه با شريانها پيوستگى دارند هوا را استنشاق كند . هوائى كه ما را دربرگرفته است در مقايسه با مزاج غريزى روح بسيار بسيار سرد است تا چه رسد به مزاجى كه بر اثر احتقان ( حبس شدن ) براى روح دست مىدهد . وقتى هوا به روح مىرسد با آن برخورد مىكند و مىآميزد و مانع از آن مىشود كه آتشين گردد و به احتقان گرفتار آيد و بر اثر احتقان و تغيير يافتن به گرمى آتشين ، بسوء مزاج دچار شود و آمادگى خود را براى پذيرش تاثيرات نفسانى از دست بدهد ، چه اين تاثير نفسانى عامل زندگى است . بعلاوه اگر هوا اين اعتدال را بروح نبخشد ، گوهر بخارى مرطوب روح خودبخود تحليل مىرود . پالايش ( تنقيه ) : دومين بهرهاى كه از هوا به روح مىرسد اين است كه روح بهنگام بازدم ماده بخار دودى را از نيروى جداگانهاى دريافت مىدارد . اين بخار دودى براى روح همانند اخلاط زائد و بىمصرف براى بدن است . هوا همراه روح ، در موقع عمل دم ( استنشاق ) فرومىرود و در موقع بازدم سبب پالايش ( تنقيه ) آن مىگردد . علت اينكه هوا در دم و بازدم با روح همراه است و روح در هر دو حالت به آن نيازمند است اين است كه هواى دم بايد در موقع وارد شدن سرد باشد ، زيرا اين سردى براى اعتدال مزاج روح لازم است و وقتى خود را با حالت روح كه همراه آن است هماهنگ ساخت و روح از زياد ماندن گرم شد و هوا هم گرم شد هوا ديگر بهرهرسانى خود را از دست مىدهد و روح از آن هواى گرم بىنياز مىگردد و به هواى جديدى نياز دارد كه سرد باشد و جاى هواى گرم شده و از كار افتاده را بگيرد .